تبليغاتX
DANIADONIS

DANIADONIS

واسه عاشق ها.واسه دیوونه ها.

من

 

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند

+ نوشته شده در  27 Feb 2011ساعت 17:16  توسط دنی آدنیس  | 

مردی که می خواست بگوید سیب!

می خواست برود، ولی چیزی او را پایبند کرده بود. می خواست بماند، ولی چیزی او را به سوی خود می کشید. می خواست بنویسد، قلمی نداشت،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  26 Jan 2011ساعت 23:40  توسط دنی آدنیس  | 

sange yadegari(lotfan copy nakonid) 1

سنگ یادگاری روی سنگ قبرم ننویسید از کجا و که بود بنگارید که این رفته بهر چه آمد به وجود بنویسید به زیر خاک عاشقی خفته است اینجا چون نیافتش او آن جا رفته است سرگذشتم به خامه برکنید بر سنگ و بیش مجویید گرچه کشتم او ولیکن بهرش هجو مگویید بنویسید روزی ز روزگار عشقش گم گشت و رفت جز او عاشق هر مردم نادیده گشت و رفت پس از مرگم کس ز درد های قصه ام هیچ نگوید ترسم دگر فرهاد و مجنونی این ره پر پیچ نپوید بنویسید خون دیده اش گرچه هیچ خریدار نداشت لیکن این کیمیای و تای در در بازار نداشت تیر ها ز سینه ام ای یاران بیرون کنید کمان و زهش , کنارم به خاک اندرون کنید نمی شوید آب دیده اش گر سنگ قبرم را بند گیسَوش ار پیچم به کوکوز دارم رضا بگوئیدش ار با من نیامد شبی به خواب آیم به خوابش و بوسه جویمش در خواب روی سنگ قبرم بنویسید دیوانه ای خسته بود این مسافر غریب را کسی دل شکسته بود عروس خواب ها و غم دیده ی دوران بود آن که نساختش با او اندوه روزگاران بود دل دلداده اش دل به دریای دلال زد و رفت با جملگی عاشقان این لاله وازگون حرفها زد و رفت یادگارم بر تو ای دوست ,تنهاست تلخِ داستان داد مرا ز او به دیداری در شب جمعه ها بستان هر که می خوانی سنگ قبرم را باورم کن ار منِ دیوانه آزردمت به همه عمر حلالم کن آشفته 15-6-2010 l
+ نوشته شده در  21 Jan 2011ساعت 12:31  توسط دنی آدنیس  | 

زندگی یعنی............................

اگر می خوانم،می جویم،می یابم و می گویم،انگیزه ام دردی است که ریشه در جانم دارد و اگر از اینهمه سر بتابم درد با جان یکی شده ،خواهدم کشت. بیماری مرگ آوری هست که به تاریخ ، فرهنگ ، مذهب و مردممان هجوم آورده است و یک لحظه غفلت همه چیز را نابود خواهد کرد . این است که آرام نمی یابم ، چرا که درد شدیدتر از آن است که فرصت آرامشی دهد و بیماران ، به مرگ نزدیک تر از آن که بتوان به خوشایند و بدآینددیگران اندیشید...

{دکتر علی شریعتی} دکتر علی شریعتی

ای کشور غیب وسوسه ی تو مرا بر روی این زمین آرام نمی

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

 

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

 

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

 

گریستم ، گفتند بهانه است

 

خندیدم ، گفتند دیوانه است

 

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

 

( دکتر علی شریعتی

گذارد . ( دکتر شریعتی )
+ نوشته شده در  22 Dec 2010ساعت 3:41  توسط دنی آدنیس  | 

خدایا مدتی است خسته ام دریاب مرا

دلم جواب بلی می دهد صلای تو را
صلا بزن که به جان می خرم بلای تو را

به زلف گو که ازل تا ابد کشاکش تست
نه ابتدای تو دیدم نه انتهای تو را

کشم جفای تو تا عمر باشدم ، هر چند
وفا نمی کند این عمرها وفای تو را

بجاست کز غم دل رنجه باشم و دلتنگ
مگر نه در دل من تنگ کرده جای تو را

تو از دریچه ی دل می روی و می آیی
ولی نمی شنود کس صدای پای تو را

غبار فقر و فنا توتیای چشمم کن
که خضر راه شوم چشمه ی بقای تو را

خوشا طلاق تن و دلکشا تلاقی روح
که داده با دل من وعده ی لقای تو را

هوای سیر گل و ساز بلبلم دادی
که بنگرم به گل و سر کنم ثنای تو را

به آب و آینه ام ناز می کند صورت
کو صوفیانه به خود بسته ام صفای تو را

به دامن تر خود طعنه می زنم زاهد
بیا که برنخورد گوشه ی قبای تو را

ز جور خلق به پیش تو آورم شکوه
بگو که با که برم شرح ماجرای تو را

ز آه من به هلال تو هاله می خواهند
به در نمی کند از سر دلم هوای تو را

شبانیم هوس است و طواف کعبه ی طور
مگر به گوش دلی بشنوم صدای تو را

به جبر گر همه عالم رضای من طلبند
من اختیا کنم ز آن میان رضای تو را

گرم شناگر دریای عشق نشناسند
چه غم ز شنعت بیگانه آشنای تو را

چه شکر گویمت ای چهره ساز پرده ی شب
که چشمم این همه فیلم فرح فزای تو را

چه جای من که بر این صحنه موه های بلند
به صف ستاده تماشای سینمای تو را

بر این مقرنس فیروزه تا ابد مسحور
ستاره ی سحری چشم سرمه سای تو را

به تار چنگ نواسنج من گره زده اند
فداست طره ی زلف گره گشای تو را

بر آستان خود این دلشکستگان دریاب
که آستین بفشاندند ماسوای تو را

دل شکسته ی من گفت شهریارا بس
که من به خانه ی خود یافتم خدای تو را

 

+ نوشته شده در  3 Dec 2010ساعت 19:19  توسط دنی آدنیس  | 

نیرو های ماورا الطبیعی

 
چندي است از دور و نزديك اخبار حيرت‏انگيزي راجع به وقوع اعمال خارق‏العاده مي‏شنويم. خلق اشيا و ناپديد كردن آنها، خبر گرفتن از غيب، شفاي بيماري، غلبه بر نيروهاي طبيعت، همزمان در دو مكان بودن و...
اخبار مربوط به اعمال خارق‏العاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسياري در جهت اثبات و توجيه و تفسير آنها به‌كار تحقيق و بررسي پرداخته‏اند و از طريق انجام آزمايش‏هاي بسيار موجب گسترش اينگونه پديده‏ها شده‏اند. هم‏چنين چندين دهه است كه دانش متعارف اين مبحث را از زواياي گوناگون وقوع پديده‏ها، مورد بررسي و مد نظر قرار داده است. امروزه با اطمينان مي‏توان گفت كه دانش متعارف، وجود توانمندي‏هاي فوق‏العاده در انسان را تأييد مي‏كند و بروز چنين پديده‏هايي از طرف انسان به اثبات رسيده است. اكنون دانشمندان در پي فرمول‏بندي‏ها و توجيه و تفسير نحوه عملكرد آن‏ها مي‏باشند.
ثبت تغييرات ميدان مغناطيسي بدن و جريان الكتريكي مغز به هنگام انجام اعمال خارق‏العاده ، عكسبرداري از فوران انرژي به هنگام شفا، كشف جايگاه فيزيكي انجام پديده‏هاي فوق طبيعي در مغز انسان، تفاسير فيزيكدانان از پديده‏ها بر مبناي تئوري‏هاي فيزيك نو از جمله دستاوردهاي منتج از تلاش‏هاي دانشمندان بوده است.
حال كه وجود توانمندي‏هاي فوق‏العاده در انسان به اثبات رسيده سوالاتي مطرح مي‏شوند كه اين اخبار حاوي چه پيامي براي انسان هستند؟ چرا همه انسان‏ها قادر به انجام اين‌گونه اعمال نيستند؟ چرا تنها عده‏اي موفق به استفاده از نيروهاي بالقوه روحي خود مي‏گردند؟
محققان اين‌طور پاسخ داده‏اند، ذهن و سطح آگاهي انسان تعيين‌كننده برخورداري از توانائي‏ها و محدوديت‏هاي او مي‏باشند.
ذهن (روان) آدمي پديده‏اي اسرارآميز است و بسان ماشيني بسيار قدرتمند، تاثيري كامل بر جسم، بروز توانائي‏ها و بيماري‏ها و حتي بر كيفيت زندگي انسان دارد و شكل‌دهنده موفقيت‏ها و شكست‏هايش مي‏باشد. اين موضوع قرن‏هاست كه هم دانشمندان و هم فيلسوفان را متحير ساخته است.
هر نظريه‏اي كه در زمينه هوشياري و آگاهي مطرح مي‏شود به نوعي تحت تاثير فلسفه‏اي قرار دارد كه متداول و غالب است. در دانش مادي‏گرايانه معاصر كه بر غرب حكومت مي‏كند، شعور و آگاهي تنها به عنوان آثار و نشانه‏هايي از مغز، تلقي و تصور مي‏شود. اما فلسفه شرق مسئله را از زاويه كاملاً متفاوتي مد نظر قرار داده و تمام اين آثار و شواهد را مربوط به حقايق روحي و بازتاب‏هايي از قدرت روحي مي‏انگارد. از اين ديدگاه ذهن انسان پديده‏اي منفرد و شخصي نيست بلكه يك وجود جهاني است.
كل هستي و كيهان حاوي شعور و آگاهي است كه به‌نام ذهن كيهاني شناخته مي‏شود. ذهن كيهاني داراي سطوح مختلفي است. ذهن(روان) انسان، اين اقيانوس عظيم آگاهي و انرژي نيز داراي هفت سطح كلي است كه با سطوح ذهن كيهاني مطابقت دارد. هر سطحي از آگاهي داراي ساختار معيني است. سطوح پائين‏تر آگاهي، متراكم‏تر و با جهان فيزيكي در ارتباط است و سطوح بالاتر، ساختاري لطيف‏تر دارد و به سطوح متعالي‏تر و برتر آگاهي مربوط مي‏گردد.
آنچه كه مسلم است آگاهي عموم مردم در سطوح پائين‏تر مستقر است. اين استقرار به دليل انتخاب خود انسان بوجود آمده و بر اساس تمركز بيش از حد او بر زندگي مادي و بي‏توجهي به زندگي باطني است. اين نحوه زندگي ارتباط بين فرد و سطوح برتر آگاهي را قطع كرده و جدائي به‌وجود آورده و خود موجب ايجاد حجاب‏ها و موانع بسياري بر سر راه ارتباط با شعور برتر شده است. در نتيجه تغذيه از آگاهي برتر ميسر نمي‏باشد.
در اين سطح از آگاهي، هستي فرد منحصر به جسم و توانائي‏هاي محدود آن مي‌شود. آگاهي او در سطح كلام اين‌طور است: «من جسم هستم. من ذهن دارم». «من روح دارم». «اين درخت است». «اين آسمان است». در اين سطح از آگاهي، فرد خود را هم هويت با جسم خود مي‏شناسد و روح و ذهن خود را از متعلقات جسم خود مي‏داند.
اين در صورتي است كه ذهن فرد مستقر در سطوح برتر آگاهي از شعور عالي هستي تغذيه مي‏كند. او به وحدت قائل است و بين روح هستي، روح، ذهن و جسم خود تمايزي قائل نيست. تجلي كلام او در اين سطح اينگونه است: «من روح هستم». «درخت در من است، آسمان در من است، من‏از تو جدا نيستم». فردي كه در اين سطح از آگاهي مستقر است وقتي به درخت فرمان بارور شدن بدهد، درخت باور مي شود.
«من هستم» اين دو گروه بسيار باهم تفاوت دارد. اين يكي در توهم و فراموشي زندگي مي‏كند و توانائي‏هاي خود را محدود به خوردن، خوابيدن ، كاركردن و... كرده است و آن يكي، به نسبت عمق ارتباطش با شعور برتر و به نسبت يگانگي با روح خود و روح هستي، بزرگتر و بزرگتر، و وسيع و وسيع‏تر مي‏شود.
پر واضح است كه تمايل اصيل هر انساني متوجه كامل شدن و توانمند ساختن قابليت‏ها و واقعيت بخشيدن به نيروهاي نهفته خود است، اما شكوفائي توانائي‏ها و عبور از محدويت‏ها ميسرنمي‏شود مگر در ارتباط با شعور برتر هستي. برقراري ارتباط با شعور برتر چگونه اتفاق مي‏افتد؟
همه اديان  شيوه‏ها و طرق خاص خود را براي ايجاد ارتباطي بيشتر و گسترده‏تر ارائه داده‏اند. همچنين  در بسياري از مكاتب شرقي تعليماتي همچون مراقبه و تمرينات جسمي و تمركزي  به منظور بيدار سازي اين ارتباط در نظر گرفته شده است. يكي از مهم‏ترين راه‏هاي برقراري ارتباط، شناخت از طريق تعقل و تجربه حيطه‏هاي باطني است. توجه به باطن گامي در جهت شناخت باطني است و شناخت باطني مانند پلي است كه سطوح مختلف آگاهي را به هم مرتبط مي‏سازد.
همانگونه كه برتري و اقتدار انسان بر طبيعت به دليل احاطه او بر دانش ظاهري است، شناخت و كسب دانش باطني نيز موجب تسلط و قدرت و گسترش هستي انسان در حوزه باطني مي‏گردد. 
دانائي و شناخت، حجابها، شرطي شدگي‏ها و توهمات را از بين مي‏برد و انسان را از تاريكيها، موانع و ضعفها عبور مي‏دهد. اين راهي است آهسته و گام به گام، همانگونه  كه حجابها و شرطي شدگيها ناگهان بوجود نيامده بلكه در طي زمان و به آهستگي ايجاد شده و انسان را از اصل خود دور ساخته است. از سوئي تنها نوع شناختي كه ميتواند به اين آهستگي سرعت بخشد و راه را كوتاه كند، شناخت قلبي و ايمان است. ايمان به غيب و باطن خود و جهان هستي، اوج آگاهي و شناخت است. آنجا كه ايمان وارد مي‏شود هر خواسته‏اي تحقق پيدا مي‏كند.
و اما گام اول. آنچه كه بسياري از محققين  در زمينه چگونگي وقوع پديده‏هاي غير متعارف اذعان مي‏دارند اين است كه ديدگاه‏ها و باورهاي انسان تاثير بسزايي در امكان به وجود آمدن اعمال خارق العاده دارند. از طرفي در آزمايشات تجربي نيز اين موضوع به اثبات رسيده كه ديدگاه بدبينانه و منفي نسبت به وجود اين گونه پديده‏ها، خود مانع بزرگي در جهت عدم بروز آن‏ها است. از اين رو محققين اولين گام را براي اينكه انسان شاهد وقوع پديده‏هاي غير متعارف باشد، نداشتن قضاوت منفي و بطور كلي بي‏قضاوتي در حوزه باطني دانسته‏اند. در اين صورت احتمال وقوع اينگونه پديده‏ها بوجود خواهد آمد. هم‏چنين اين امكان وجود دارد كه با مشاهده اعمال خارق العاده و شنيدن خبرهاي به ظاهر عجيب و غريب، انسان به فكر فرو رود و وضعيت خود را بسنجد، دست به انتخاب زند و با باور باطن و حقيقت وجودي خود آنچه راكه بايد، تجربه كند و در مسير درست گام بردارد. 

مكانيزم اعمال خارق العاده
در تاريخ ملل و فرهنگ‏هاي مختلف، همچنين در تاريخ اديان الهي و مكاتب گوناگون تجربه‏هاي متعدد و بسياري از پديده‏هاي عجيب و اعمال خارق‏العاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالي چون: شفا دادن بيماري‏ها، غلبه برطبيعت )ايجاد باد، باران، طوفان(، برخاستن از زمين و پرواز كردن، خبردادن از غيب و پيش‏گويي كردن، قدرت تحقق بخشيدن به خواسته‏ها، تبديل چيزهاي مختلف به يكديگر، زنده كردن مردگان و... كه تحت عناوين مختلفي همچون معجزه وكرامات شناخته مي‏شوند.
درباره چگونگي وقوع اين پديده‏هاي فوق طبيعي يا صحت و سقم آن، نظرها و ديدگاه‏هاي گوناگوني وجود دارد. عده‏اي اين پديده‏ها را صرفاً منحصر به عهد عتيق مي‏دانند و آنها را به اوليا خداوند نسبت مي‏دهند. عده‏اي هم به طور كلي وقوع اين اعمال را رد مي‏كنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقي مي‏كنند. در اين ميان محققان و دانشمنداني هم وجود دارند كه به بررسي اين گونه اعمال مي‏پردازند و سعي در دريافت قوانين حاكم بر اعمال فوق طبيعي دارند.
به طور كلي مكاتب باطني وقوع اعمال خارق‏العاده را به توانايي ذاتي روح نسبت مي‏دهند و اظهار مي‏كنند كه نيروي ذاتي روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. آنها هم چنين  مسئله پرورش و فعال نمودن اين نيروي ذاتي را مطرح مي‏كنند كه در صورت شكوفا شدن مي‏تواند كاربردهاي شگرفي در زندگي روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالي انسان گردد.
در عصر كنوني به مدت چندين دهه است كه دانشمندان در زمينه‏هاي فيزيك، زيست شناسي، ژنتيك، روانشناسي، فراروانشناسي و... اين مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتايج حاصله، به همسويي‏هايي با باطن‏گرايان شرق دست يافته‏اند.
علم كنوني و در دسترس بشر، به طور روشن و كامل قادر به توجيه و ارائه پاسخي قطعي به پديده‏هاي خارق‏العاده نيست، ولي تحقيقات دانشمندان بخصوص در فيزيك نو راهي به سوي تبيين و درك روح و اعمال خارق‏العاده ناشي از توان ذاتي روح باز كرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعي شعور و آگاهي در ذرات بنيادي و انرژي و شعوري فراسوي ماده در كل هستي است.
اين مقاله قصد دارد توانايي‏هاي بالقوه روحي-رواني انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارق‏العاده، بررسي كند. دسته‏بندي چنين اعمالي از نظر تفاوت‏ها، چگونگي وقوع و مكانيزم‏شان از ديگر اهداف اين مقاله است.
تعريف اعمال خارق‏العاده
 پديده‏هاي فوق طبيعي و اعمال خارق‏العاده شامل پديده‏هايي مي‏گردد كه ماورا ماده و خارج از تبيين فيزيك مكانيكي مي‏باشد و به مجموعه پديده‏هايي اطلاق مي‏گردد كه در حيطه جهان انرژي-آگاهي قرار دارد و علت اصلي آن نيروي ذهني-روحي انسان است.
 
چگونگي وقوع اعمال خارق‏العاده
 پديده‏هاي فوق طبيعي از نظر تفاوت در چگونگي وقوعشان، به سه دسته كلي تقسيم مي‏شوند. دسته اول به گروهي از پديده‏ها اطلاق مي‏گردد كه مربوط به روح خداوند است و از طريق اولياء و انبياء و منتخبين خداوند صادر مي‏شود.
دسته دوم شامل گروهي از پديده‏هاست كه انجام آن مربوط به روح فردي مي‏باشد. در اين روش از طريق انجام تمرينات، فنون و تكنيك‏ها، نيروي ذاتي روح را فعال نموده و موجب وقوع پديده‏هاي فوق طبيعي مي‏شوند.
دسته سوم به اعمالي خارق‏العاده اطلاق مي‏گردد كه توسط كارگزاران روحي و غيبي وقوعشان امكان‏پذير است.
الف - همانطور كه گفته شد، دسته اول شامل گروهي مي‏شود كه از اوليا و انبيا و منتخبين خداوند صادر مي‏گردد. افرادي كه به دليل بزرگي و پاكي روحشان واسطه‏هايي بين خداوند و انسان‏هاي عادي هستند. در كتب آسماني نيز از اعمال فوق طبيعي  و خارق‏العاده روحي آنان ياد شده است. در حقيقت اين افراد تحت القا روح الهي قرار گرفته‏اند و از اين طريق توانايي‏هاي خارق‏العاده روح آنان آشكار شده، آنها براي نيل به اين قدرت ذاتي تمريني انجام نداده‏اند. نيروهاي طبيعت تحت كنترل آنها و قدرت خداوند پشتيبان كلامشان مي‏باشد. آنها كه روحشان با روح خداوند يگانه شده است بيماري‏ها را شفا مي‏دهند، مرده را زنده مي‏كنند و با تكه ناني گروه بي‏شماري را سير مي‏نمايند...
ب - دسته دوم شامل افرادي مي‏شود كه از طريق روش‏هاي خاص و تمرينات ويژه ذهني و بدني نيروي ذاتي روح خود را فعال نموده و به توانايي‏هايي از قدرت روح خود دست مي‏يابند. هسته مركزي اين روش‏ها بكارگيري نيروي روحي تحت تسلط و كنترل ذهن است. آنطور كه ثابت شده حدي براي توانايي‏هاي بدنمان تحت نظارت ذهن وجود ندارد. اين توانايي‏ها بعداز سال‏ها تمرينات مراقبه و تمركز ذهن، تجسم و تخيل خلاق، تمرينات تنفسي و تمرينات خاص بدني و... حاصل مي‏گردد.
از جمله اين قدرت‏ها كنترل آگاهانه اعمال حياتي غيرارادي بدن مانند آهنگ نبض، تنفس، هاضمه، سوخت و ساز غذا، فعاليت كليه‏ها و... است كه مي‏توانند تحت تأثير اراده قرار بگيرند و به طور دلخواه تغيير كنند.
افراد ماهري كه سال‏ها وقت صرف كرده‏اند، مي‏توانند ضربان قلب خود را تا حد مرگ كاهش دهند و دماي بدن را تا جايي كه در حالت عادي مرگ‏آور است، پايين بياورند و تنفس را به حدود يك بار در هر چند دقيقه برسانند. در اين حالت بدن در شرايطي مشابه خواب زمستاني بعضي حيوانات قرار مي‏گيرد، بنابراين آنها حتي مي‏توانند خود را زنده، بدون بروز آثار سوئي، روزهاي متمادي مدفون كنند و يا واكنش‏هاي بدن را چنان منحرف كنند كه بدون احساس درد، سوزن به اعضا بدن فرو برند و سيخ از چانه و زبان بگذرانند. در حين انجام اين اعمال تحت كنترل روح، دستگاه اعصاب نباتي (سمپاتيك) به طور موضعي حذف شده يا به نحوي تحريك مي‏شوند كه از خونريزي جلوگيري مي‏شود.
از ديگر اعمالي كه توسط روح فردي و نيروي ذهن صورت مي‏گيرد: بي‏وزني، شفابخشي، جابجايي اشياء، تأثيرگذاري از فاصله، تله‏پاتي، خبر دادن از غيب، كنترل و تسلط بر كالبد اختري، همزمان در دومكان بودن، بكارگيري نيروي روحي در هنرهاي رزمي و... مي‏باشد.
در هنرهاي رزمي تايي‏چي و شائولين، به‏كارگيري انرژي روحي و هماهنگي ذهن و جسم موجب مي‏گردد تا قابليت‏هاي مهيبي كسب شود. براي مثال يك استاد تايي‏چي مي‏تواند با ضربه‏اي آرام و ملايم ولي متمركز شخصي را به هوا پرتاب كند و به زمين بزند، درست مانند اينكه نيروي الكتريسيته از وي عبور كرده باشد.
 ج- دسته سوم مربوط به انجام اعمال خارق‏العاده توسط كارگزاران روحي (واسطه‏ها) مي شود. در اين روش عامل براساس به كارگيري موجودات واسطه‏اي عمدتاً روحي و انرژيك، موجب بروز پديده‏هاي فوق طبيعي مي‏گردد.
اين موجودات كارگزار را در فرهنگ عمومي به نام‏هاي ارواح، جنيان، موكلان، ملائك و... مي‏شناسيم. استفاده از ارواح امكاني است كه در اختيار انسان قرار داده شده است. براي مثال در كتب مقدس اشارات متعددي مبني بر اقتدار و كنترل  بسيار بالاي حضرت سليمان بر كارگزاران بيشمار از جنس‏هاي مختلف و به كارگيري آنها گرديده كه در آني و لحظه‏اي اعمالي خارق‏العاده را به فرمان حضرت سليمان انجام مي‏دادند.
از اواخر قرن نوزدهم به بعد در اروپا و آمريكا تحقيقات گسترده‏اي در زمينه پديده‏هاي روحي و ادراكات فراحسي توسط محققان و دانشمندان برجسته صورت  گرفته و نتايج شاخصي نيز حاصل شده است. از جمله دانشمندان برجسته «سر ويليام كروكس»  فيزيكدان صاحب نام انگليسي و «آلان كارداك»  پزشك فرانسوي را مي‏توان نام برد.
نتايج كلي كه از مطالعه و مشاهده پديده‏هاي مرتبط با ارواح به دست آمده است بدين قرار است:
1- پديده‏هاي مرتبط با روح توسط موجوداتي هوشمند و غيرمتجسد يعني توسط ارواح آزاد پديد آورده مي‏شوند. 2- ارواح آزاد كه موجودات دنياي روحي هستند، همه جا در فضاي بيكران پراكنده مي‏باشند حتي در كنار و در اطراف ما پيوسته رفت و آمد دارند.
3- برخي از ارواح كه در هر دو عالم روحي و جسمي نفوذ دارند، از جمله عوامل نيرومند طبيعت مي‏باشند.
4- هر يك از ارواح به تناسب پيشرفتي كه احراز كرده است، به درجات مختلف نيكي يا بدي و علم يا جهل نائل مي‏گردد.
5- ارواح آزاد در صورت فراهم بودن بعضي شرايط مخصوص مي‏توانند با زندگاني جسماني تماس يابند و احياناً پاره‏اي پديده‏ها را به وجود آورند.
6- ارتباط ارواح با انسان‏ها از مجراي مديوم‏ها (انسان‏هاي واسطه) برقرار مي‏شود وبه نسبت استعداد و قدرت مديوم‏ها، ارواح پديده‏هاي مختلفي را بروز مي‏دهند مانند بلند كردن اشيا سنگين يا سبك، حركت اشياء، ظهور نورهاي مختلف از منبع نامعلوم، ايجاد صدا و تجسد ارواح، آوردن و ظهور شئي از مكان ديگر (پديده آورش) و...
مؤخره
 اين امكان وجود دارد كه بسياري از افراد، به راحتي هر لحظه از كنار وقوع اعمال خارق‏العاده و تفاسير و تعابير آنها عبور كنند، اما شكي نيست كه در عصر حاضر، علاقه و توجه جدي نسبت به پديده‏ها و امور ماورالطبيعه، افزايش چشمگيري پيدا كرده است. اين توجه در عصري كه بسياري سعي دارند براي تمامي پديده‏هاي فوق طبيعي، دلايل علمي و مستند ارايه دهند، نويد دهنده آينده درخشاني است.

+ نوشته شده در  24 Jul 2010ساعت 21:18  توسط دنی آدنیس  | 

سیر تکامل ائمه

مرحله تکمیلی ائمه معصومین (ع)

قطرة اصلي قبل از ورود به اين مرحله در عالم استقال، ذاتهاي انساني را از مسيري خاموش به سوي محدودة كنش آخر كه بعد از اين مرحله است، راهنمايي نموده و به اين مرحله فقط ائمه معصومين(ع) وپيكره كه پوياي مذكر را با خود حمل مي كند حق ورود دارند.

در اين محدوده چون حضرت محمد(ص) كه به تنهائي قادر گشته يك سوم از ذات خداوندي را كه تمام هستي را شامل مي‌شود، درك كند، بدين جهت شش مرحله فقط براي تكميل ذات حضرت پيامبر براي دميده شدن روح صرف مي‌شود. و چون حضرت محمد(ص) يك سوم از ذات خود را به پويا داده است در اينجا مسئلة شبه محمد تجلي پيدا مي كند و مطرح مي‌شود.

نيروئي ازجانب پروردگار عالم توسط والروح مستقيماً براي پرورش ذاتهاي معصومين(ع) داده مي شود  و آنها در درون آن پرورش مي‌يابند.

حضرات معصومين(ع) كه چهارده تن مي‌باشندبه خلقت در جهان مادي نيازي نداشته ولي براي هدايت بشريت بر اينكه بتوانند در اين جهان مادي مستقيماً با انسان در تماس باشند، بقية مراحل را در مجاورت انسان طي مي‌كنند تا وارد جهان مادي شوند و ماموريت خودرا به انجام رسانند.

ائمة معصومين از مرحلة اول پردازش بعد از قيامت مستقيما به اين مرحله پرتاب مي‌شوند. و حضور آنان در مراحل مابين به صورت غيرمستقيم بوده است.

ائمه معصومين(ع) نيازي به تكميل شدن ندارند و انرژي خدائي آنان را تفكيك و براي حضور و زاده شدن در جهان مادي آماده مي كند.

بعد از تكميل ذات حضرت محمد(ص) در محدوده طلائي ذات بقية معصومين در محدودة آبي در شش مرحله براي دميده شدن روح تكميل مي‌شوند. ضمنا مسير تكميلي حضرت فاطمه زهرا(س) جداگانه بوده و در مابين شش مرحلة اول و دوم به صورت دو خط موازي كه يكي به محدوده حضرت محمد(ص) و ديگري به محدوده حضرت علي (ع) كه در رديف معصومين قرار گرفته، وصل مي‌باشد. يعني با بُعد فاطمة خود به حضرت محمد(ص) و با بُعد زهراي خود به حضرت علي(ع) وصل و عامل ارتباط اين دو بعد تكميلي مي‌باشد. و اگر ايشان نبودند خلقت رقم نمي‌خورد و منفصل مي‌گرديد و اين نقش را از اول خلقت در محدودة هستي خداوندي به نوعي بارز نشان مي‌دهد چرا كه خداوند فرموده است اگر فاطمه را نمي آفريدم هيچكدام را نمي‌آفريدم...

حضرت علي(ع) و معصومين بعد از پايان شش مرحله اول حضرت محمد(ص) توانسته‌اند انرژي تكميلي را بگيرند و شروع به تكميل در شش مرحلة بعدي كنند و ائمة معصومين نيز از الگوي حضرت علي(ع) پيروي مي‌كنند و فقط انرژي را به واسطة حضرت علي(ع) دريافت مي‌دارند.

نيروهاي پويا در مرحلة‌ اول و دوم به صورت ساكن مي‌باشد. و هيچ گونه در اين مراحل عكس‌العملي از خود ندارد بلكه ائمه معصومين (ع) به عنوان ماموريتی او را حمل و در هر مرحله هر كدام از معصومين هديه‌اي به او مي‌دهند كه در آينده روي انرژيهايش تاثير به سزائي دارد و اين هدايا عامل ارتباطي مستقيم پويا با ائمة معصومين مي‌شود.

به طوری كه در گوشة بالا سمت راست نقشه آمده است، ترتيب دريافت انرژي معصومين(ع) از نظم خاصي بهره‌مند است و سيستم انرژي‌هاي اما حسن(ع) به واسطة ارتعاش خاصي كه بيشتر از حضرت محمد(ص) به ارث برده (يعني از محمد علي‌ها مي‌باشد) و چون امامت از حضرت علي(ع) مي‌رسد و سيستم انرژي‌هاي حضرت امام حسين(ع) از علي‌محمدها مي‌باشد، بدين لحاظ بقيه معصومين طبق الگوي خلقت انرژي را از حضرت امام حسين (ع) گرفته و اين سلسله تا امام دوازدهم ادامه پيدا مي‌كند.

نيروهاي حضرت امام حسين (ع) در جهان مادي به تعريف كشيده مي‌شود ولي چون صورت نيروهاي حضرت امام حسن مجتبي(ع) در جهان ماده گنجانده نمي‌شد بدين جهت براي جهانها بالاتر سوق داده شده است و مهمترين بخشی كه حضرت امام حسن (ع) توانسته است از حضرت علي‌(ع) و حضرت فاطمه (س) به ارث برد در اصل نيمه ها نهفته مي‌باشد يعني اصل تكامل انسان و رقم خوردن خلقت كه خداوند مي‌فرمايد: ما انسان را زوج آفريديم و اسرار اصلي نيمه ها در ذات امام حسن(ع) به وديعه نهاده شده و ذات او برابر است با نيايش واقعي پروردگار عالم است

 چنانچه در محدوده‌‌هاي بعدي نيمه‌ها شرح داده خواهد شد لازم است كه بدانيم مسئول انتخاب و تعيين اينكه چه كسي كي و كجا و در چه عالمي بايد به نيمه‌اش برسد حتي جهانهاي بالا و اينكه در جهان مادي در طي زندگي هاي متمادي مذكرها ومونث ها در چه زندگي با كدام نيمه یا گينه بايد زندگي كنند فرمان اينها در اختيار امام حسن مجتبي(ع) مي‌باشد و راز نهايي تكامل نهايي انسان در اين امر نهفته است و چون تز نيمه به عوالم بعدي واگذار شده و در مراحل اوليه خلقت تمام نمي‌شود لذا خلقت امام حسن(ع) جداگانه و خلقت بقيه معصومين(ع) ازحضرت امام حسين(ع) شروع شده است.

 با نگرش ديگر در محدوده اين عالم مي‌بينيم كه هر شش مرحله خود به دو قسمت تقسيم شده است و اين دو قسمت يكي به مرحله خود آگاهي و ديگري به مرحله ناخودآگاهي ائمه معصومين(ع) مربوط مي‌شود كه در هر دو بعد ذاتشان تكميل مي‌گردند و پويا در مرحله دوم و در قسمت خودآگاهي حركت دارد.

حضرت محمد(ص) در پايان شش مرحله خودش تكميل و به عنوان روحي داراي ذات برتر آماده براي حركت‌هاي بعدي مي‌شود و در مرحله دوم از باقيمانده انرژي قطره، ائمه معصومين(ع) استفاده و با ذات كامل و روح دميده شده آماده حركت مي‌شوند.

چشمي كه در شش مرحله حضرت محمد(ص) ديده مي‌شود عامل انتقال انرژي از جانب پروردگار عالم بوده و نظارت خداوند را مي‌رساند و در شش مرحله دوم اين چشم بصورت غير مستقيم يا شبه چشم عمل مي‌كند.

(چشم حقيقتي است كه از ذات خداوند درك مي‌شود) و اين مرحله در تمامي ابعاد به مانند كوهي است و انرژي اصلي از كوه به چشم داده مي‌شود منبع انرژي كوه كُل خداوند است. چشم قسمتي از خداست كه هستي يافته يا نظر لطف خداست يا نظر كرده است خداوند.

خدا ناظري به حضرت محمد (ص) و حضرت محمد (ص) ناظري بر معصومين و آنان ناظري بر كُل خلقت هستند.

 قبل از محدودة سبب زمان نيروي مذكر حامل هستي بسيار زيادتر از نيروي مونث هستي بود ولي در اين مرحله چون معصومين از بيشترين قسمت مذكر قطره بهره برده و آنرا تصاحب مي‌نمايند، اين تعادل به هم خورده، نيروي مونث عالم از دو سوم كمي كمتر و نيروي مذكر عالم از يك سوم و كمي بيشتر جلوه مي‌نمايد اما چون نيروي مذكر هميشه وزين‌تر است، آن دو سوم در عمل با يك سوم در ترازوي خلقت برابر مي‌آيد و همين عوامل در آيندة خلقت عامل تعدد زوجات براي مذكرها مي‌شود كه در آينده توضيح داده خواهد شد.

در خلقت حضرت محمد (ص) بيشترين انرژي قطره صرف آفرينش حضرت محمد (ص) مي‌شود.

+ نوشته شده در  24 Jul 2010ساعت 21:16  توسط دنی آدنیس 

چشم شیطانی

RE: چاکرا..هاله..نیروهای ماورا ء الطبیه

روشی بسیار قدرتمند برای فعال سازی چشم سوم ( مانترای Thoh )

چاكرای ششم یا پیشانی را چشم سوم مینامند.در این مطلب روش هایی را برای تحریك این چاكرا

و همچنین استفاده از مانترای مخصوص چشم سوم گفته شده.این مانترا بسیار قدرتمند است.

هدف از این تمرین و استفاده از مانترا،ایجاد ارتعاشاتی قوی و فرستادن انرژی به این ناحیه است.

زیرا كلید فعال سازی این چاكرا(چشم سوم)،فرستادن انرژی به این ناحیه می باشد.

مانترایی كه در این رابطه به كار می رود Thoh میباشد و به همان شكلی كه نوشته می شود،

خوانده می شود. TH در زبان انگلیسی به صورت صوتی بین (ت) و (ث) است.

برای شروع تمرین تمامی شرایط مربوط به مدیتیشن را ایجاد كنید.به صورت نشسته،نفس عمیقی

بكشید و هوارا تا زمانی كه احساس ناراحتی نكردید،در سینه حبس كنید.و سپس هوارا به آرامی

از ((دهان)) به صورتی كه لب ها فاصله ی كمی با یك دیگر دارند،خارج كنید.این عمل را 2 بار انجام

دهید.

سپس دوباره هوارا در سینه تان حبس كنید و دهانتان را ببنیدید،كمی دندان هارا از هم فاصله بدهید

و زبانتان را بین آن ها قرار دهید(این همان حالاتی است كه حرفTHتلفظ میشود) حالا هوارا به آرامی

در همین حالت خارج كنیدT-h-h-h-h-h-o-h-h-h تا زمانی كه هوای داخل ریه هایتان خارج شود.

این عمل را ((در كل 3بار،فقط 3 بار)) انجام دهید. اگر به طور صحیح و با شرایط لازم این كار را انجام

دهید،در فك و گونه های خود،فشاری را احساس می كنید.به هیچ عنوان این مانترا را تا 24 ساعت

آینده تكرار نكنید.

این تكنیك بر خلاف تمرینات دیگر باید فقط 3 بار،در هر بار هم 24 ساعت فاصله ، انجام شود

و نیازی به تكرار مداوم آن نیست.اگر خواستید كه دوباره این عمل را اجرا كنید،با فاصله ی 3 هفته

از آخرین جلسه(یعنی جلسه ی سوم) دوباره انجام شود.

اگر مقدار انجام این تكنیك را رعایت نكنید،ممكن است باعث مشكل شود.

به خاطر داشته باشید كه مانترای Thoh باید به صورت قدرتمند و آهنگین خوانده شود.

این مانترا با ایجاد ارتعاشاتی در فك و گونه ها،انرژی ایجاد شده را به غده ی پینه آل برده و در یك عمل

باعث فعال سازی چشم سوم می شود.


تاثیرات فیزیكی ناشی از مانترای چشم سوم: اولین آن ممكن است،سرد شدن یا احساس یك

فشار در پیشانی باشد.یا سردرد ها. بعد از ایحاد سردرد ها ممكن است شما در ناحیه ی پیشانی

خود احساس وز وز،سوزن سوزن شدن و یاضربان بكنید.



تاثیرات روانی ناشی از مانترای چشم سوم:افزایش قدرت در بافت های اشراقی،توسعه ی خلاقیت

توسعه ی روشن بینی،خواندن افكار دیگران،توانایی دیدن چیزهایی كه از نظر ما پوشیده هستند

مانند هاله،یا موحودات دیگر،توسعه ی روشن شنوایی

تكنیك مانترای چشم سوم روشی بسیار قدرتمند برای فعال سازی چشم سوم است،پس مراقب

باشید كه استفاده ی بیش از حد این مانترا،باعث ایجاد مشكلاتی میشود. طبق دستور العمل

پیش بروید.

+ نوشته شده در  24 Jul 2010ساعت 20:56  توسط دنی آدنیس  | 

شعر جدید من به نام ((شب اندوه))

اي  غريب  سر  گذار  در  بالينم  بخواب
پناهت مي شوم فدايت هر چه هستم بخواب
ز غصه و اندوه ترا باك نباشد تا كه هستم
غم نفس سوگي  كشيد و گفت رفتم بخواب
اخيال ملائك به پيشواز قدم هايت آمدند
دگر مجال توقف نيست به التماسم بخواب
در سيل اشكهايم زورقي ساختي ،گويمت
به ثانيه صدبار قسم به گريههايم بخواب
پنهان است پشت پلك هايت آرزوي وصلي
مرا بين كه هيچ فرصت نبود بر كتمانم بخواب
گويند زلف يار را وقت مستي ديدگانش بنواز
جان ز تن بر آمد و سر آمد طاقتم بخواب
زير آسمان شب پر گشودم براي تو آرام
امشب ميان پرهايم اي همسفر همراهم بخواب
شايد  اين  سرنوشت  آشفته  باشد  دريغ
باشد كه نباشم،ستاره ي حزين رفتم بخواب

تخلص:آشفته


 

+ نوشته شده در  27 Mar 2010ساعت 22:26  توسط دنی آدنیس  | 

مشخصات متولدین بهمن و شهریور

 

مشخصات كلي متولدين بهمن ماه:

بسيار حسّاس ،  استوار و ثابت قدم ، واقعاْ عاقل و تودار ، بدون ريا و تزوير ، انسان واقعاْ خوب ، دانا ، خونسرد ،

رك گو ، روي خودش بيش از ديگران حساب مي كند ، مستقل ، منطقي ، عاشق بشريّت و انسانيّت ، فكر ديگران

را مي‌خواند ، ثابت قدم ، آرامش دوست ، كمك رسان ، آسان زندگي مي كند ، پرسه زدن را دوست دارد ، داراي

حسّ ششم قوي ، علاقه مند به دوستان ، آزاديخواه ، بلند پرواز ، رام نشدني ، هر جا برود بر مي گردد  ، جاه

طلب ، از اقرار به گناه منزجر است  ، دوستان بسيار زيادي دارد ، رازدار و تو دار ، اجتماعي ، تا حدودي خودخواه و

مغرور ، انتقاد را قبول ندارد ، فرشته خو ، از تعريف لذّت مي برد ، راه و روش خود را به طور دائم تغيير ميدهد ،

منافع خود را به خاطر ديگران به خطر مي اندازد ، سخاوتمند مخصوصاْ در دوستي ، دوستي او عميق و شكوهمند

است ، ولخرجيش از روي عقل است ، خوش قلب و مهربان ، كم‌حافظه ، بهترين مشاور ، پرحركت و بي‌قرار ، كم

علاقه به اصول سنتّي و قدرشناس .

مرد متولد بهمن

دارا دوستان زيادي است، از اقرار به نقطه ضعف‌هاي خود منزجر است. حسود و سوظني نيست، هارت و پورت و

هياهو دارد. دير ازدواج مي‌كند و در بيماري وسواس است. ذاتآ اجتماعي است و افكاري را در سر مي‌پروراند كه

اصلآ عملي نيستند. عشق اول خود را براي تمام عمر در خاطر نگه مي‌دارد.

زن متولد بهمن

بسيار غافلگير كننده، سزيع الانتقال، دارادي حس پيش بيني، كنجكاو، رفيق باز و كم علاقه به آداب و رسوم، در

عشق خود بسيار جدي و وفادار است اما قادر به ابراز آن نيست. او متعلق به همه جا همه كس است اما د رعين

حال از آن هيچكس نمي‌باشد.

 

 
مشخصات كلي متولدين شهريورماه:

حسّاس ، با هوش ، شاد و سر حال ، دقيق ، وظيفه شناس ، خوش هيكل و خوش تيپ ، سالم و تندرست ، اهل

سازش ، سود جو ، خجول ، بد پيله ، واقعاْ ساعي و كوشا ، سرمايه دار ، كمال گرا ، صبور و آرام ، عاشق سلامت

خود  ، متّكي به نفس ، خونسرد و خوددار ، عاشق كامپيوتر ، روشنفكر و دانشمند ، قابل  انعطاف ، وسواسي ،

پر انرژي ، مبتكر ، اهل اعتدال و ميانه روي ، كمك رسان ، اهل انتقاد ، معتمد ، وفادار ، با ايمان ، رام نشدني ،

بي ريا و بي تزوير ، خوش قلب ، چشم و گوش بسته ، با شرم و حيا ، ثابت قدم ، مورد حسد قرار مي گيرد ، دور

از جرّ و بحث ، گول زرق و برق را نمي خورد ، فرشته خو ، خيلي درس خوان ، چابك ، خيال پرداز ، داراي ذائقه قوي

، با انضباط و مستقل ، كاردان و لايق ، نكته سنج ، خود كفا ، پر توقّع ، اهل همدردي ، زود رنج ، قاطع ، دور انديش

، خرده ‌گير و خورده بين

مرد متولد شهريور

آتش عشق اين مرد بسيار كم شعله اما جاودانه و با حرارت است. مجموعه‌اي است از كمال و هوش و ثبات قدم.

بر انگيختن احساساتش كار دشواري است. او مي‌تواند سالهاي سال بدون اينكه قلبش براي كسي بتپد زندگي

كند. به كوچكترين چيزهائي كه مورد علاقه همسرش است فكر مي‌كند و به آنها اهميت ميدهد.

زن متولد شهريور

بسيار احساساتي، بي‌ريا و تزوير، خوش قلب، خواستار عشق حقيقي و وفادار به همسر و خانواده، در مناسبات

خود با او سعي كنيد از جر و بحث پرهيز نمائيد. در هيچ كاري زيادهروي نمي‌كند و خوب مي‌تواند از خود مراقبت

كند. در مقابل اقرار به گناهان خويش سرسختي عجيبي نشان مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  29 Mar 2009ساعت 16:54  توسط دنی آدنیس  | 

بیا که دلتنگتم

به خدا خیلی دلم تنگ شده برات میدونی چقدر بهت احتیاج دارم دلم برای شنیدن صدات برای حرفهای قشنگت برای عاشقونه گفتنات برای همه تنگ شده... بدون تو باغ غمگین دلم تنها مونده دلم اون نگاه مهربونو می خواد منتظرم که بیای من نمی تونم یه لحظه دوری تو رو تحمل کنم گفتی جمعه میای به خدا دل تو دلم نیست لحظه ها برام دیر می گذره چشام همش به ساعته ولی فایده ای نداره ...خدایا خیلی دلم گرفته نمی دونم چه کار کنم دلم نمی خواد صدای هیچ کسی رو بشنوم . دلم می خواد فقط یه گوشه بشینم و منتظر اومدن عشقم باشم ...به خدا اینقدر بهم سخت و بد گذشته که نمی خوام هیچوقت دیگه این لحظه ها تکرار بشه دیگه هیچوقت نمی ذارم تنهام بذاری ...خدایا حوصله هیچ کاری رو ندارم همه هدفهام رو گم کردم ...توی ذهنم همش صدای تو می پیچه خاطرات تو می چرخه مهربونیهات، حرفهای شیرینت، محبتات،مهم تر از همه عشقت...باور کن همه و همه توی وجودم جاری شده دلم برای وقتی که میگی دوست دارم یا حتی وقتی که ازم ناراحت می شی برای همه اون لحظه ها تنگ شده کاش زودتر برگردی...تا من بتونم روی شونه هات بذارم و اشک بریزم و تو با دستهای لطیفت اشکام رو از روی گونه هام پاک کنی دلم می خواد زودتر بیای تا بتونم گرمای عشقت رو دوباره احساس کنم دلم می خواد زودتر بیای تا توی چشات نگاه کنم اونوقت تو بتونی همه حرفام رو از نگام بخونی...من هر روز صبح به امید به اینکه صدای تو رو می شنوم آغاز می کنم و تو که همیشه برایت خواهم ماند ...تا همیشه تو رو می پرستم و تا آن روزی که دیگه وجود نداشته باشم تو رو دوست دارم... و با دسته گلی از عشق اشکهای غریبم رو تقدیم نگاههای آشنایت می کنم ......زودتر بیا که بدون تو دیگر معنایی ندارم... بیا بدون تو بودن برام سخته بیا که غم نبودنت تجربه سختیه برام ..... زودتر بیا که بدون تو نمی تونم بمونم و زودتر از گلهای بهار پژمرده می شم عزیزم زودتر بیا که كدخدا منتظره...خودت مگه نمی گفتی اسم كدخدا رو دوست داری پس به حرمت ا ین اسم بیا..... خیلی دلتنگم.... دلتنگ همه چی..........

+ نوشته شده در  29 Mar 2009ساعت 16:50  توسط دنی آدنیس 

تاریخچه ی تقلب

تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.

زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد.

حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:

روش هاي نوشتاري:

1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...

2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...

3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...

4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...

روش هاي با کلاسي:

1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي

2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

روش هاي جوادي:

1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون

2- خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.

3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند.

4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد.

توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد

+ نوشته شده در  29 Mar 2009ساعت 16:47  توسط دنی آدنیس  | 

اس ام اس باحال

دوست داشتم جیگرتو بخورم. اما حیف باید تا عید قربان سال دیگه صبر کنم !
————————————-
طبق آخرین مصوبه وزارت دادگستری . خل بودن جرم نیست . ازادانه به کارت برس !


————————————–ششش
می دونید که اولبن بار که ادم حوا رو دید بهش چی گفت ؟ گفت : ایوووووو چه خانم با شخصیتی ! با من ازدواج می کندهده ؟
—————————————-
لرزش صدات .برق نگات . طش قلبت . نفسهای تندت و عرقی که رو یشونیت نشسته . همه گویای یک چیزه :…………………………….. تیروئیدت رکاره برو دکتر !
———————————
قلب من . دل من . خون تو رگهای من . نفس من جیگر من . خلاصه …. همه وجودم درد می کنه . باید برم دکتر ببینم چرا اینطوری شدم !
——————————–
اگه منو دوست داری که هیچ چ چ چ چ … اما اگه نداری …….. تو غللللط می کنی !
——————————–

……
…….
فضول اگه چیزی می خواستم بنویسم بگم همون بالا می گفتم
————————————–
جواد ترین اس ام اس لاو ???? : لاستیک دلمو را با میخ نگاهت پنچر نکن !

تو که درخت زندگی من هستی که الاغم را به آن می بندم
————————————
ورژن اول : رفتم دم گل فروشی هر چی گشتم قشنگ ترین گل رو ندیدم نگرانت شدم .

ورژن دوم : رفتم دم گل فروشی هر چی گشتم قشنگ ترین گلم رو ندیدم . آخه گوشفند ! چرا اون گل رو خوردی ؟
——————————–
—————————
می خوای با سه شماره هیبنوتیزمت کنم و بگم چه جور آدمی هستی ؟ خوب پس با ? شماره آروم چشمات رو ببند : …. ?…… ?…….?…….
……………………………………………هنوز که چشمات بازه؟……………..
……………………………………………می گم چشماتو ببند !…………….
…………………………………………..چرا زیر چشمینگاه می کنی ؟…..
………………………………………. اصلا نیازی به هیپنوتیزم نیست
هر خری می فهمه چه قدر فضولی
————————————
+- +- +- +- +- +-
+- +- +- +- +- +-
+- +- +- +- +- +-
بشین جمع ومنها کن ببین چندمین باره سر کار رفتی ؟
————–
————-
————–
به دلیل ایام سوگواری از گفتن این جک معذوریم
————————————-
سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای که دهانشون بسته است عکس بگیره !

حتی میان این همه گورستان هم نشانی از مرگ پیدا نمیکنم ….این سنگ قبر ها هم دارند زندگیشان را میکنند….
—————————-
تنها کسانی که مارا میرنجانند. عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند
———————-
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو می دهد تو هزار دلیل برای خندیدن به او نشان بده
—————————
آنکه با خودش تنها است هنوز کامل نیست .
—————————————————
صورت شما کتابی است که مردمان می توانند از آن چیزهای عجیب بخوانند .
——————————————————–
معایب دیگران معلمان خوبی هستند .
——————————————————–
شخس قوی و آبشار هر دو راه خود را باز می کنند .
——————————————————-
بزرگان زاده نمی شوند - ساخته می شوند
+ نوشته شده در  29 Mar 2009ساعت 16:44  توسط دنی آدنیس 

شانس

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

 

+ نوشته شده در  27 Mar 2009ساعت 10:29  توسط دنی آدنیس  | 

و چند مطلب بی ربط

هميشه شاد باش و بخند...!!!

هيچ چيز در دنيا ارزش ناراحت شدن را نداد,اگر باور نداريد مطلب را بخوان
:
چرا ناراحتي؟ممكن است هر روز فقط با دو حالت رو به رو شوي وقتي كه حالت خوب است يا وقتي مريض هستي
.
اگر حالت خوب باشد كه موردي براي ناراحتي وجود ندارد,اما وقتي مريض هستي باز هم با دو حالت رو به رو مي شوي حالت اول وقتي هست كه در حال خوب شدن هستي و حالت دوم وقتي است كه داري از دنيا مي ري !اگر حالت در حال بهبود است كه موردي براي ناراحتي وجود ندارد اما اگر در حال مردن هستي باز هم با دو حالت رو به رومي شوي يا به بهشت مي روي يا به جهنم
.
اگر به بهشت بروي كه موردي براي ناراحتي وجود ندارد اما اگر به جهنم بروي ان جا دوستان زيادي در انتظارت هستند كه حتي وقت نمي كني براي ان ها دست تكان دهي !بنابراين اصلا وقت زيادي نخواهي داشت كه بخواهي ناراحت باشي .پس هميشه شاد باش و بخند
.
هرگز براي غروب كردن خورشيد گريه نكن زيرا ان وقت اشك هايت به تو مجال نمي دهد تا زيبايي هاي ستاره ها را ببيني
.

+ نوشته شده در  27 Mar 2009ساعت 10:27  توسط دنی آدنیس  | 

عشق یعنی چه؟

 

قشنگ یعنی چه؟

-قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال

و عشق تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب مانوس می کند

و عشق تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن

-و نوشداروی اندوه؟

-صدای خالص اکسیر می دهد این نوش

 

-چرا گرفته دلت مثل آن که تنهایی.

-چقدر هم تنها!!

-خیال می کنم

دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.

-دچار یعنی

            عاشق.

 -و فکر کن که چه تنهاست

اگذ ککه ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد.

-چه فکر نازک غمناکی!

-و غم تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است

وغم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاست.

 

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.

-نه وصل ممکن نیست

همیشه فاصله ای هست

اگر چه منحنی آب بالش خوبی ساست

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست.

دچار باید بود

وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف

حرام خواهد شد.

و عشق

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست .

و عشق

صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی کهچ

                           غرق ابهامند.

-نه

صدای فاصله های که مثل نقره تمیزند

و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.

همیشه عاشق تنهاست.

و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.

و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز.

 

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 0:18  توسط دنی آدنیس  | 

چر کجا هستم باشم آسمان ما من است!

هر کجا هستم باشم

 آسمان مال است

پنجرهفکر هوا عشق زمین مال من است.

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

من نمی دانم

که چرا می گویند:اسب حیوان نجیبی است کبوتر

                                                 زیباست.

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست.

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد.

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

وازه ها باید شست.

وازه باید خود باد وازه باید خود باران باشد.

 

چتر ها را باید بست

 زیرباران باید رفت.

فکر را خاطره را زیر باران باید برد.

دوست را زیر باران باید دید.

عشق را زیر یاران باید جست.

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است.

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 0:17  توسط دنی آدنیس  | 

!!!سکوت!!!

سکوت چیست به جز حرف های ناگفته

من از گفتن می مانم اما زبان گنجشکان

زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعت است.

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 0:15  توسط دنی آدنیس  | 

من

من همچو موج ابر سپیدی کنار تو    

                                  بر گیسویم نشسته گل مریم سپید

هر لحظه می چکد بر مزگان نازکم

                                بر برگ دست های تو آن شبنم سپید

 

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 0:13  توسط دنی آدنیس  | 

Lost Love

Do you believe in love at first sight

or do I have to walk by again??

به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟؟؟

یا اینکه لازمه یه بار دیگه از جلوت رد بشم؟؟؟؟

 

 

 

 

 

Without Love -- dayz are

"Sadday,

moanday,

tearsday,

wasteday,

thirstday,

frightday,

shatterday... so be in Luv everyday...

بدون عشق روزا اینجوری میشن :

روز غم

روز زاری

روز اشک

روز از دست رفتن

روز تشنگی

روز ترس

روز شکستن

پس سعی کن هر روز عاشق باشی....

(به تناسب این روز ها با روز های هفته به زبان انگلیسی دقت کنید. مثلا moanday و Monday)

 

 

 

 

 

I m going to write on all the bricks I MISS U and i wish that one falls on ur head,so that u knows how it hurts when u miss someone special like u.

میخوام روی همه ی آجر ها بنویسم دلم برات تنگ شده و بعد امیدوارم که یکیشون بیفته روی سر تو تا بفهمی که دلتنگ آدم خاصی مثل تو شدن چقدر دردناکه....

 

 

 

 

If i were a tear in ur eye i wood roll down onto ur lips.But if u were a tear in my eye i wood never cry as i wood be afraid 2 lose u!

اگه من اشکی توی چشمای تو بودم از روی چشمات لیز میخوردم و روی لب هات فرود می اومدم. اما اگر تو اشکی توی چشمای من بودی از ترس از دست دادنت من هیچ وقت گریه نمیکردم!

 

 

 

 

 

 

The day that I'll die, when death replaces birth, I'll recognize angels' faces, 'cus I live with one on earth..

روزی که بمیرم و روزی که مرگ من با تولد عوض بشه (روز قیامت) صورت فرشته هارو خواهم شناخت چون روی زمین با یکیشون زندگی میکردم....

 

 

 

 

Like a rose needs water, like a season needs change, like a poet needs a pen, I need you!!

همونطور که یه گل رز به آب احتیاج داره، همونطور که فصل ها لازم دارن که عوض بشن، درست مثل یه شاعر که احتیاج به یه قلم داره، منم هم به تو احتیاج دارم.

 

 

 

 

Being in love is when she looks at you and says: I would like to be a cannibal.

عاشق بودن زمانیه که اون بهت نگاه میکنه و میگه : دلم میخواست آدم خور باشم!!!!

 

 

 

 

There are times when I fall in love with someone new, but I always seem to find myself back in love with you.

یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه اما من همیشه دوباره عاشق تو میشم (از تو مرا هر نفس عشقی دگر!!!)

 

 

 

 

I wish my eyes could speak what my heart feels for you, coz my lips can lie on what is true. My eyes couldn't coz even if I close them I could still see you.

دلم میخواست چشمام بهت میگفتن که قلبم چه حسی نسبت به تو داره. آخه لب هام میتونن در مورد حقیقت دروغ بگن اما چشمام نمیتونن چون حتی وقتی میبندمشون هم میتونم تورو ببینم.

+ نوشته شده در  11 Mar 2009ساعت 0:0  توسط دنی آدنیس  | 

 
<55b98e686e8249cd> <-PostTitle-> <-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->
<-PostLink-> <481ce5ff677a492f><-PostLink->